X
تبلیغات
فلسفهء یوگا
ترجمه مقالات یوگا و نوشته های پراکنده
پرانا، اپانا، سامانا، اودانا، و همینطور ویانا به قسمت "باد" محسوب می شوند. ناگا، کورما، کری کالا، دوا-وتا، و دهانام-جایا مربوط به وظیفه ثانوی انرژی حیاتی در بدن هستند.   

پرانا در قلب جای دارد. آپانا در قسمت لگن؛ سامانا در نزدیکی ناف؛ اودانا در مرکز گلو قرار گرفته اند.
ویانا در تمامی بدن پخش شده است. اینها پنج اصول "باد" هستند. پنج انرژی که با پرانا شروع میشود و پنج باد که با ناگا شروع میشود شناخته شده ترین هستند.
اینطور که گفته شده  ناگا را در آروق وجود دارد، کورما درهنگام باز شدن چشم ها ظاهر میشود؛ کری کالا عطسه را بوجود می آورد؛ و دوا-وتا در خمیازه وجود دارد.
دهانام-جایا در همه  بدن وجود دارد و هیچگاه از بدن خارج نمیشود. این ده فرم انرژی حیاتی در کانال های بدن همیشه در جریان هستند و روح  انسان را تشکیل میدهند.
همانطور که اگر یک توپ به یک سطح منحنی بخورد بالا میرود، وقتی که روح  با پرانا و اپانا، به شکل دام و بازدم، برخورد میکند نمیتواند آرام بگیرد.
بر اثر نیروی پرانا و اپانا روان در مسیر راست و چاپ بالا و پایین میرود. و همچنین مانند شاهین که به بندی وصل شده است و در زمان پرواز کردن مجبور است که برگردد. همینطور نیز روح که به گونا ها وصل است به وسیله پرانا و اپانا کنترل میشود.
اپانا، پرانا را میکشد و پرانا، اپانا را. این دو فرم انرژی به ترتیب در بالا و پایین ناف جای دارند. کسی که یوگا میکند برای اینکه انرژی کوندالینی را بیدار کند به هر دو متصل است.
روح در بدن با صدای "ها" خارج میشود و با صدای "سا" دوباره وارد بدن میشود. روح به طوردائم ذکر "هام سا، هام سا" را تکرار میکند.

توضیح: این ذکر که با دم و بازدم تولید میشود به نام اجاپا-گایاتری خوانده میشود. وقتی که این ذکر با تمرکز تکرار میشود هامسا هامسا هامسا به ذکر سو هام سو  هام سو هام تبدیل میشود که به معنی "من او هستم؛ من او هستم؛ من او هستم" است.
روح این ذکر را به صورت دائم ۲۱۶۰۰ بر در طول روز و شب تکرار میکند.           
+ نوشته شده در  2010/8/7ساعت 16:10  توسط آوا | 
و اما ترجمهء امروز دربارهء مبحث "ماتریکا" در تانترا است:

مادر کوچک: ماتریکا
نوشتهٔ گئورگ فویر استین

ماتریکا به معنای "مادر کوچک" یا "زهدان" است و در فرقهٔ هندو‌ها به دو دستهٔ مجزا ولی‌ در ارتباط با هم گفته میشود.

- به مجموعه یک الفبای سانسکریت که به گفتهٔ تانترا از پنجاه حروف پایه یی تشکیل شده است (وارنا) یا صوت گفته میشود.

- خدایان زن ویژه یی که با حماسه‌های پورنا و سنت تانترا مرتبط هستند.

چیزی که در این دو مفهوم به صورت مشترک میتواند دریافت  بشود این است که هر دو یک شکلی‌ از ظهور انرژی هستند. به آسانی می‌توان متوجه ارتباط حروف الفبا با انرژی شد، بدین صورت كه هر حرفی‌ یک صوت یا ارتعاش (سپاندا) منحصر به فرد دارد. این دو مفهوم در تانترا بیانگر انرژی واحد کیهانی یا قدرتی‌ هستند که به آ‌ن‌ شاکتی گفت میشود. بر اساس تانترا این انرژی کیهانی یا الهی قسمت پویای آگاهی‌ الهی است که به آن چیت گفت میشود. گفته میشود که ظهور تمام کائنات به خاطر ترکیب این دو انرژی چیت و شاکتی است. این دو به ترتیب دو قطب مذکر و مونث حقیقت مطلق هستند. اتحاد آنها باعث به وجود آمدن کائنات در تمام درجات لاهوت و ناسوت آ‌ن‌ است. و هر چیزی  که در کائنات ظهور پیدا می‌کند منشأ گرفته از این دو حقیقت مشخص است.

آنطور که بدیهی‌ به نظر می‌رسد، در اصول تانترا و وداها یک رابطهٔ مسلمی بین دنیای درون و بیرون وجود دارد، بین دنیای ناسوت و لاهوت، که درجات مختلف هستی‌ هستند و حروف سانسکریت، که بالاتر از فقط یک سری حروف مرده در نظر گرفته می‌‌شوند. حروف سانسکریت در این مورد به نظر می‌‌رسد که از نظر معنای ادراکی، خالق مادر محسوب میشوند. واضح است که بدون حروف، زبان مفهومی‌ نخواهد داشت، و بدون زبان هیچ درکی هم وجود ندارد، نه فلسفه، نه خدا شناسی‌، روان شناسی‌، علم، ریاضیات، ادبیات، یا فرهنگ. دستور زبان شناسان سانسکریت باور دارند که حروف الفبای سانسکریت دارای نیروی خلاقیت و خدا گونه است، و برای همین به عنوان زبان مقدس توسط ریشی‌ها یا روشن بینان استفاده می‌‌شده است.


این ۵۰ حروف‌ سانسکریت در الگو سازی هفت انرژی بدن مثالی به نام چاکرا‌ها خیلی‌ نقش مهمی را ایفا میکنند. چاکرا‌ها همان نسبتی را با بدن دارند که این ۵۰ حرف در زبان سانسکریت. آنها مبدا خلق کردن محسوب mishavand. بدون آنها بدن مادی وجود بی معنا خواهد بود. به علّت همسانی پذیرفته شده بین جهان لاهوت و ناسوت، استادان تانترا حروف سانسکریت را در این شش یا هفت چاکرا گنجاندند. دقیقتر گفته باشیم، آنها ۵۰ حرف را با مجموع تعداد گلبرگ‌های هفت چاکرا ارتباط دادند که معمولان با گل نیلوفر (لوتوس) نشان داده میشوند. ارتباط به صورت زیر است:

۱. اجنا‌چاکرا، در وسط سر: ۲ گلبرگ

۲. ویشودهی- چاکرا، در داخل گلو با ۱۶ گلبرگ

۳. اناهتا‌چاکرا، در درون قلب: ۱۲ گلبرگ

۴. مانی‌ پورا‌ چاکرا، در پشت ناف، ۱۰ گلبرگ دارد

۵. سودهیستنا‌چاکرا در اندام‌های تناسلی، ۶ تا گلبرگ دارد

۶. مولادرا‌چاکرا، عضو تناسلی، ۴ گلبرگ دارد


علاوه بر این شش چرخه باید از ساهاسرا چاکرا نام برد یا هزار چرخ که در تاج سر واقع شده و معادل انرژی ۲۰ برابر  انرژی حروف الفبای سانسکریت است. این نشانگر اهمیت چاکری هفتم است که گفته میشود جایگاه شیوا است که نمایانگر آگاهی مطلق است. در تانترا، شاکتی که انرژی متقابل شیوا هست، معمولان در پایین‌ترین جایگاه انرژی قرار می‌گیرد یعنی‌ در مولادرا چاکرا، و در تاج سر با شیوا یکی‌ میشوند که بالاترین مرتبهٔ انرژی‌های روانی‌ انسان است. این وحدت باعث خلسه میشود (نیروا کالپا سامادی) که در نهایت انسان را به رهایی و فنا می‌رساند.

به این روند کوندالینی یوگا می‌گویند، کوندالینی‌ شاکتی (قدرت مار) یک جنبه از انرژی کیهانی است که در بدن انسان تظاهر پیدا می‌کند. حرکت کوندالینی توسط چاکراها اصل بنیانی در این روند عرفانی و پیچیده است. هفت مرکز انرژی‌روانی‌ میتواند در کنار چیز‌های دیگر با اصواتی که به آنها مربوط میشوند فعال شوند. هر مرکزی یک انرژی حیاتی (پرانا) مربوط به خودش را در سطح خاص خود دارد. بنابر این چاکرا‌ها و یا انرژی مربوط به آنها کاملا زاینده هستند، یعنی‌ اینکه مادری هستند که میتوانند حال اشراق را به دنیا بیاورند.  تعجبی ندارد اگر ببینیم که استادان تانترا از آنها به عنوان خدایان یا مرتبط به خدایان نام میبرند.


بنا بر گفته ‌های تانترا، چاکرا‌ها مانند حوضچه‌های پی در پی پشت آبشار هستند. بدین صورت كه زمانی‌ که بدن ساخته میشد ، انرژی کیهانی شاکتی از بالا به پایین جریان پیدا کرد و در سطوح مختلف یک باقی‌ مانده از خودش به جای گذشت (چاکرا ها). بنابر این میتوان گفت که چاکرا‌ها در واقع قسمتی‌ از کوندالینی هستند. ولی‌ آنها در بدن عادی در کمترین حد خودشان فعال هستند. برای اینکه هفت چاکرا کاملا فعال بشوند ، تانتریکا باید نیروی پنهان مار را بیدار کند و باعث صعود این انرژی به سطوح بالای ستون فقرات شود. چاکرا ها هم‌ در شکل گیری کائنات (حداقل در سطوح شخصی‌  به عنوان نزول تدریجی، چاکرا به چاکرا، و هم در فرایند صعود شاکتی، در حالت ارتعاش کامل مطرح میشود. این پیشرفت پیچیده، هستهء اصلی تعلیمات لایا یوگا یا کوندالینی یوگا را تشکیل میدهد.

در زمان حماسهٔ ماهابهارتا که به قرن‌های قبل از مسیحیت تعلق دارد، اصطلاح ماتریکا به خدایان واقعی‌ نه مستعار لقب داده میشده است. بدین گونه که انها را در دسته های  هفت تایی‌، هشت تایی، نه ، ۱۴، ۱۶، ۳۲، ۶۴ و حتا دویست تای "مادر" میشناختند. ویشنو- دارما- یوتارا- پورانا بیش از ۱۸۰ مادر را نام برده است.

این "مادرهای کوچک" به صورت بومی پرستش می‌شدند. اولین منبعی که بر روی سنگ قبر کنده شده بوده مربوط به معبد ماتریکا‌ها در قندهار راجستان است، سال ۴۲۳ قبل از مسیحیت است. احتمالاً به آ‌ن‌‌ها "مادران کوچک" میگفتند برای اینکه تنها را از دستهٔ الهه‌های اصلی‌ مانند کالی، دورگا، پارواتی یا لاکشیمی جدا کنند، الهه هایی كه  همسران خدایان اعظم مانند شیوا و ویشنو بودند. اگر چه پرستش آنها (به نام ماتریکا‌پوجانا) شایعه بوده و در بسیاری از آثار سمیریتی توصیه می شده است.

ماهابهاراتا هفت مادر را با تولد خدای سکاندا ربط میدهد. خدایی که در دوران حماسی وارد تاریخ میشود و از خیلی‌ جهات جای خدای ایندرای ودا‌ها را می‌گیرد. در یک جا، این حماسه از ۲۰۰ مادر صحبت می‌کند که به طرفداری از سکاندا  به جنگ میروند. در این منابع ظاهراً مادران جنبه‌های تاریک داشته اند. وظیفهٔ آنها قلع و قمع اهریمن بوده
است و شاید برای از بین بردن اهریمن خودشان هم باید مقداری از خصوصیات اهریمنی بر خوردار می بوده باشند.

+ نوشته شده در  2009/11/11ساعت 15:7  توسط آوا | 
بر طبق آنچه كه در taittiriya  اوپانیشاد امده، ما دارای پنج "خود" هستیم.  این پنج "خود" لایه های وجودی ما هستند كه خود واقعی ما یا آتمن را تحت الشعاع قرار داده اند. این پنح "خود" شامل:

۱. خود فیزیکی (آنامایا آتمن) :هنگامی كه ما هویت خود را با فیزیک خود میشناسیم. به خود اسم مرد یا زن، جوان یا پیر، تیره یا روشن میدهیم و طبقه این اسامی رفتار میکنیم.

۲. خود انرژی (پرانایاما آتمن): معمولا پرانا به انرژی حیاتی ترجمه میشود ولی در واقع پرانا مسول عملکرد تنفس، جذب غذا، دفع، گردش خون، و خروج تنفس در هنگام مرگ است. پرانا اثرات گذشته ای را كه در ذهن حک شد است(سامسکارا) را فعال میکند كه این اثرات تعیین کنندهء افکار، حرکات و رفتار ما هستند. در زمان خواب این پرانا است كه تاثیرات را تحریک میکند و ما خواب میبینیم.

۳. خود ذهنی(مانو مایا آتمن): در خود ذهنی چیزی كه مطرح میشود آرزوهای ما، احساسات و خواسته های ما است، مثل درد و لذت، عشق و نفرت.

۴. خود هوشمند(ویجنا مایا آتمن): در اینجا ما خودمان را به صورت ذهن الهی یا بودهی دریافت میکنیم.  در اینجا هوش ما مطرح میشود مثل مواقعی كه در مورد چیزی قضاوت میکنیم یا تصمیم گیری میکنیم، وقتی كه تعبیض قائل  میشویم  و یا اینکه یک زندگی سالم را در پیش میگیریم. وقتی كه ما هویت خود را با بودهی دریافت میکنیم نظم در کارها پیدا کردن برای ما راحت تر میشود و ما بهتر میتوانیم از ارادهء خود در جهت آرام ساختن ذهن استفاده کنیم. 

۵. خود در حالت وجد(آناندامایا آتمن): وقتی كه خود ما به حالت وجد میرسد یعنی اینکه این خود از وابستگی ها رها شده است، از خود های قبلی فراتر رفته و به خود واقعی یا الهی خود نزدیک تر شده است. در اینجا تنها مانعی كه برای رسیدن وجود دارد در حقیقت یک لایهء نازک غفلت است. به علت نزدیکی این خود با آتمن، خودش منبع وجد است مستقل از بدن، ذهن، و حواس. وقتی كه ما در حالت بیداری این حالت وجد را احساس میکنیم تا حدودی  این حالت نشان د هندهء قابلیت ما در دریافت عالم الهی است. این حالت شبیه حالتی است كه ما به یک موسیقی زیبا گوش میدهیم یا اینکه یک اثر هنری را ستایش میکنیم. این حالت وجد را ما ممکن است كه در حالت خواب عمیق هم تجربه کنیم ولی چون آگاه نیستیم نمیتوانیم متوجه آن شویم.     

     
+ نوشته شده در  2009/11/7ساعت 16:43  توسط آوا | 

هر واقعه ایی در این دنیا با یک تولد همراه است و هر تولدی با یک امید. امید من این است كه بتوانم ترجمه یک سری مقالات یوگا را كه احتمالا به زبان فارسی موجود نمیباشد در اختیار افراد مشتاق در این زمینه قرار دهم. شاید كه در این فضای الکترونیکی بتوانیم عقایدمان را رشد دهیم و انها را با هم قسمت کنیم.

مطالب الزاما مربوط به هم و دنبال هم نخواهند بود و گاهی ممکن است كه پراکنده به نظر برسند. ولی فکر میکنم كه این تولد هم مثل هر تولد دیگری احتیاج به زمان و یادگیری از راه آزمون و خطا خواهد داشت. نظرات شما در این مسیر به رشد سریع تر این تولد کمک خواهد کرد.

پس با من همراه شو ای عزیز!
  
 

+ نوشته شده در  2009/11/7ساعت 14:56  توسط آوا | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
بعد از خواندن و ترجمهء کتاب ها و مقالات مربوط به فلسفهء یوگا تصمیم به درست کردن این بلاگ گرفتم كه بتوانم این اطلاعات را در اختیار مشتاقان در این زمینه قرار دهم. مطالبی را كه در این جا می خوانید بیشتر ترجمهء همه یا قسمتی از مقالات یا کتاب های مربوط به یوگا هستند و نه عقیده و تجربهء شخصی من. هدف فقط انتقال اطلاعات است. اطلاعات از من، فکر کردن و تصمیم گرفتن از شما.

مثلا ممکن است كه مبحث کارما را از نقطه نظر های مختلف، مقالات مختلف و مکتب های مختلف در اینجا مطرح کنم كه بتوانیم با دید وسیع تری به این مبحث نگاه کنیم چون معتقد هستم كه در این راه هر چه كه ما منابع بیشتری در اختیار داشته باشیم و افق گسترده تری در پیش رو داشته باشیم در نهایت راحت تر میتوانیم در راه خود شناسی قدم بر داریم.

ولی اگر سؤالی پیش آمد با نوشتن در محل "نظر دهید" میتوانید سؤال خود را مطرح کنید.

نوشته های پیشین
7/27/2010 - 8/12/2010
10/27/2009 - 11/12/2009
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM